وقت حرف زدنه...

بهاری باش...

فک نمیکنم حتی دیگه کسی به اینجا سر بزنه...

میدونم آدمی نیستم که دوباره شروع کنم به وب گردی و این حرفا!

یه لحظه یه لحظه ی کوچولو فقط دلم تنگ شد واسه نوشتن تو این صفه...همین!

نزدیک امتحاناس دلشوره دارم! دفه اوله که این حس میاد سراغم...

دوس دارم عکس هم بذارم

با ربط ... بی ربط!

 

 

همین!

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ توسط ساحره نظرات () |

چیزی به نام شکست وجود ندارد.

بزرگی میگوید: تردیدها به ما خیانت میکند و ما را از کوشش ها برحذر میدارند

واز پیروزی هایی که به احتمال زیاد نصیب ما خواهد شد محروم می کنند

انسان ها تنها از راه شکست به موفقیت میرسند......

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩٠ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ توسط افسون نظرات () |

سلام!

چی شد که دیر آپ کردم؟

نمیدونم...

شاید چون فکر میکردم سرم خیلی شلوغه....

ولی نبود!

شاید دفعه بعد که آپ مکنم

این همه زمان نگذشته باشه

پس....سلام!!!

 

نوشته شده در پنجشنبه ٢٢ دی ۱۳٩٠ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ توسط ساحره نظرات () |

سلام سلامقلب

 

دیدم که باید به نوبه خودم عید رو تبریک بگم!
بعد نه که خودم ساداتم گفتم یه ذره هم شیرینی و عیدی بدم بهتوننیشخند

 

اول بفرمایین شیرینی

بفرمایین  خواهش میکنم!

 

 

 

 

بفرمایید کادو:

 

 

با اجازتون سرمون شلوغه دیگه

خداحافظ!!!

نوشته شده در دوشنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٠ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ توسط ساحره نظرات () |

سلام

روز بزرگداشت قیصر امین پور هست!

شاعری معاصر و خاص...

کسی که من و خیلی از شما ها شعر هاشو میپرستیم...

یادش گرامیلبخند

 


 

 

حسرت پرواز

دیری‌است از خود، از خدا، از خلق دورم

با این‌همه در عین بی‌تابی صبورم

 

پیچیده در شاخ درختان، چون گوزنی

سرشاخه‌های پیچ‌درپیچ غرورم

 

هر سوی سرگردان و حیران در هوایت

نیلوفرانه پیچکی بی‌تاب نورم

 

بادا بیفتد سایه‌ی برگی به پایت

باری، به روزی روزگاری از عبورم

 

از روی یکرنگی شب و روزم یکی شد

همرنگ بختم تیره رختِ سوگ و سورم

 

خط می‌خورد در دفتر ایام، نامم

فرقی ندارد بی‌تو غیبت یا حضورم

 

در حسرت پرواز با مرغابیانم

چون سنگ‌پشتی پیر در لاکم صبورم

 

آخر دلم با سربلندی می‌گذارد

سنگ تمام عشق را بر خاک گورم

نوشته شده در یکشنبه ۸ آبان ۱۳٩٠ساعت ٧:٥۱ ‎ب.ظ توسط ساحره نظرات () |

نیمکت

آمدنِ تو را

به انتظار نشسته است...

 

نوشته شده در پنجشنبه ٥ آبان ۱۳٩٠ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ توسط ساحره نظرات () |

سلام آقا جون امام عزیزم!!!

همه یه حال دیگه دارن تو حرمت!اصن حرمت یه حال دیگه داره آقا!

هیچیو بیشتر از حرم چراغونیتون تو شب دوس ندارم!

بیشتر از حرف زدن با شما

دور نیستم ولی دلم ازتون خیلی دوره!

کمکم میکنین بهتون نزدیک شم؟

آقا دلم خیلی گرفته!

خداکنه به طلبین شب تولدتون بیام حرم!

من خیلی نزدیکم ولی لیاقتشو فک نکنم داشته باشم.

 

تولدتون مبارک!

ناظرین دارین منو میبینین و من نمیفهمم!

ایران چراغونی شده واسه این شبا!

تولدتون مبارک!

نوشته شده در جمعه ۱٥ مهر ۱۳٩٠ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ توسط ساحره نظرات () |

سلام!!!

میخواستم بگم ما هستیم

الان خوابم میاد بقیشو بعدا میگمنیشخند

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٠ساعت ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ توسط ساحره نظرات () |

Design By : nightSelect.com